The Gehry Collection
Tiffany & Co.

کلکسیون جواهرات فرانک گهری، مجموعه ای است نشات گرفته از ذهنیت های او که در معماری اش هم بسیار اثر گذار بوده است. او طرح هایی با برلیان می سازد که همانند هزارها اثر دیگرش از شالوده فکری یکسانی بر خوردار است. او طرح هایی را که به گفته خودش مدتهای طولانی در ذهن نگه داشته است را با برلیان به واقعیت بدل ساخته است. اما به نظر نگارنده همان فرم های همیشگی که در آثار معماری اش چون گوگنهایم بیلباو و تالار کنسرت ذیزنی استفاده نموده باز هم تکرار کرده است.
او می گوید:" طراحی جواهرات از این بعد که به حیطه خصوصی تر مخاطب نسبت به معماری مربوط است، برایم جذابیت دارد. همانند پوشش که مساله ای شخصی است و هر فرد بسته به شخصیتش از نوع پوشش خاصی بر خوردار است، اما معماری از این بعد عمومی تر است. "
فرانک گهری در طراحی این جواهرات که شامل گرنبند، دستبند، حلقه، گوشواره و ... است، از موادی چون طلای سیاه، نوعی چوب، نوعی سنگ استفاده کرده است.استفاده از متریال های مختلف برای طراحی جواهر را می توان گفت گری از حیطه معماری به یغما برده است. اما نکته جالب توجه در این گونه آثار حوزه ی میان گستره ایی آن است. تجربه طراحی در بخشی از هنر که می تواند خارج از محدودیت های حاکم بر عالم معماری در طراحی و ساخت باشد، برای معماران بسیار جذابیت دارد. این آزمون و خطا که نوعا هنر بیشتر از تکنیک و فن ساخت در آن موثراست، در اکثر معمارانی که دستی هنرمندانه دارند موج می زند. اما به سبب تکرار نوعی کارهای معماری اغلب معماران پس از گذر زمان در غالبی تکراری از موجودیت خود غوطه می خورند و حتی اگر در حوزه های دیگر هنر هم وارد شوند باز خویشتن خویش را تکرار می نمایند. البته گروهی بر این باورند که معمار به مرور زمان به یک سبک شخصی یا متدولوژی می رسد اما نگارنده بر این باور است که راه خلق اثر و رشد هیچ گاه بر معمار بسته نیست. بنا براین در هر سطحی تکرار آنچه معمار خود قبلا طراحی کرده به مثابه بسته شدن روند خلاقانه او در پروژه هایش است. به نظر می رسد فرانک گری هم با همین مشکل روبرو است...
